محمود تقى زاده داورى
21
تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي )
انتخاب او را پذيرفتند ؛ اما على [ عليه السّلام ] تا شش ماه از اين امر امتناع ورزيد . مسئله ارث و ميراث ، موقعيت على [ عليه السّلام ] را پيچيده كرده بود : فاطمه [ عليها السّلام ] مدعى مالكيت زمينهاى پدرش شده بود ، و ابو بكر با اين استدلال كه به گفتهء محمد [ صلّى اللّه عليه و آله ] ، « پيامبران وارثى ندارند » ادعاى فاطمه [ عليها السّلام ] را به شدت رد كرده بود . اين مسئله كه على [ عليه السّلام ] واقعا اميد داشت جانشين پيامبر گردد ، مورد ترديد است . اعراب طبق رسوم خود ، مردان سالخورده را به رياست خود بر مىگزيدند ( در سال 11 ق / 633 م ، على [ عليه السّلام ] كمى بيش از سى سال سن داشت ) ، و تمايلى به حكومت موروثى مشروع ( legitimism ) نداشتند . شيعيان با جعل سخنان خاصى كه گفته مىشود محمد دربارهء على [ عليه السّلام ] بيان كرده است يا با تفسير آنها بر اساس اعتقادات خود ( Ali Wensinck , Handbook , s . v . : . ) همواره معتقد بودهاند پيامبر قصد داشت جانشينى خود را به داماد و پسر عمويش واگذار كند . اما به هر حال مسلم است كه او در آخرين بيمارى خويش ، اين خواسته را بيان نكرده است . روابط على [ عليه السّلام ] با عمر به گفتهء نويسندگان مسلمان ، على [ عليه السّلام ] مشاورى ارزشمند براى خلفاى پيش از خود بود . گرچه احتمال دارد به سبب دانش فوق العاده على [ عليه السّلام ] از قرآن و سنت ، در مسائل شرعى و حقوقى با او مشورت مىكردهاند ، اما در اينكه عمر توصيههاى وى را در مسائل سياسى مىپذيرفته ، ترديد وجود دارد . حداقل دربارهء ديوان معروف ، ديدگاه على [ عليه السّلام ] با ديدگاه خليفه كاملا در تضاد بود ؛ زيرا هنگامى كه عمر در اين باره از او نظر خواست ، وى توصيه كرد كل عايدات - بدون هيچگونه ذخيرهاى - توزيع شود ( بلاذرى ، نقل از : Caetani , Annali , A . H . 40 , 272 ) . در زمان حيات عمر ( و عثمان ) ، على [ عليه السّلام ] هيچ سمتى نداشت - نه نظامى و نه سياسى - بجز نيابت عمر در مدينه در مدت سفر وى به فلسطين و